گفت‌وگو با نرگس آبيار، كارگردان و محمدحسين قاسمی، تهيه‌كننده «فیلم سینمایی شيار 143»؛

هنوز هم باورمان نمی‌شود

شیار ۱۴۳ بی‌تردید و با فاصله بسیار زیاد نسبت به دیگر رقبا پدیده سی‌و‌دومین جشنواره فیلم فجر بود؛

فیلمی که به‌دلیل داشتن مشکل فنی حتی تا آستانه انصراف از حضور در جشنواره هم پیش رفت و بعد البته لطف خدا شامل حال عوامل شد و همه‌‌چیز دست‌به‌دست هم داد تا دومین تجربه کارگردانی نرگس آبیار وارد بخش مسابقه سینمای ایران یا همان سودای سیمرغ شود و او در کنار رخشان بنی‌اعتماد یکی از ۲بانوی فیلمساز بخش اصلی جشنواره امسال لقب بگیرد.

شیار143 درنهایت در 5 بخش نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد و توانست 3جایزه ازجمله سیمرغ بلورین فیلم برگزیده تماشاگران و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را از آن خود کند. گفت‌وگو با کارگردان و محمدحسین قاسمی، تهیه‌کننده جوان فیلم برگزیده تماشاگران جشنواره فجر سی‌و‌دوم در یکی از سردترین روزهای زمستان در ساختمان روزنامه همشهری انجام شد؛ آن هم درحالی‌که آبیار به‌دلیل جوش‌آوردن موتور خودرو، آن را کنار خیابان رها کرده و با آژانس خود را به محل قرار رسانده بود.

آنچه در این گفت‌وگوی 2ساعته بین کارگردان و تهیه کننده فیلم شیار 143 با خبرنگار روزنامه همشهری بیش از همه به چشم آمد، نگاه امیدوارانه و توکل سازندگان فیلم در تمام مراحل، از تولید تا نخستین نمایش‌ها در جشنواره بود. ضمن اینکه حین مصاحبه گوشی‌های همراه هر دو میهمان ما مدام زنگ می‌خورد و پشت خط یکی از مدیران فرهنگی به سازندگان شیار 143تبریک می‌گفت؛ از مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تا رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران. یک‌بار هم مریلا زارعی پیامکی برای خانم کارگردان فرستاد با این مضمون که «نتایج آرای تماشاگران اعلام شد؛ پرچم همچنان بالاست!»

استقبال منتقدان، رسانه‌ها، هنرمندان و مردم در همین چند روز نشان داده که همه فیلم را دوست داشته‌اند. کمی برگردیم به عقب؛ لحظه‌ای که فهرست اول فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه جشنواره اعلام شد و نام شیار 143 در این فهرست نبود. شما آن لحظه چه حسی داشتید؟

قاسمی: عوامل شیار 143 هم مثل الفت، شخصیت اصلی فیلم، سختی‌هایی تا حضور و پیش از نخستین نمایش فیلم در جشنواره کشیدند و مثل او به یک تعالی رسیدند. همه اتفاق‌هایی هم که در این مدت کوتاه افتاد لطف خدا بود و هست.

آبیار: من و هیچ‌کدام از عوامل در واکنش به غیبت اولیه فیلم در جشنواره با هیچ رسانه‌ای مصاحبه نکردیم، هر چند از این غیبت تعجب کردیم؛ چون می‌دانستیم یک فیلم استاندارد ساخته‌ایم که می‌تواند در بخش مسابقه جشنواره حضور داشته باشد. کسانی که پیش از اعلام فهرست فیلم‌های حاضر در جشنواره فیلم را دیده بودند، پیگیر دلیل نبودن نام آن در میان فیلم‌های بخش سودای سیمرغ شدند و هر کدام به شکلی اعتراض کردند. گرچه ما خودمان هیچ اعتراضی نکردیم.

قاسمی: چند روز پیش یک مستندساز آلمانی که پیگیر ساختن مستندی درباره فیلم است با من مصاحبه کرد. او می‌گفت با دیدن شیار143 یاد مادران سربازان جنگ جهانی دوم افتاده است. این نشان می‌دهد موضوع فیلم چقدر گسترده و جهانی است و می‌تواند با همه ارتباط برقرار کند. همین ارتباط هم در نهایت کار را پیش برد. من فقط یک‌بار پیش از اعلام نتایج کار هیأت انتخاب گفتم که دوست دارم نسبت به کارهای دفاع‌مقدس بی‌مهری نشود؛ همان زمانی که فیلم‌ها را تازه داشتند تحویل دبیرخانه جشنواره می‌دادند. من شخصا از نبودن نام فیلم ما در فهرست اولیه خیلی تعجب کردم اما چون کارها را ندیده بودم، با خودم گفتم شاید کارهای دیگر خیلی بهتر از فیلم ما بوده است. ما همین نسخه‌ای را به هیأت انتخاب داده بودیم که در جشنواره به نمایش درآمد.

مشکل فنی‌ای هم که برای فیلم پیش آمد، باعث شد با نوشتن نامه از حضور در جشنواره انصراف بدهیم. با خودمان گفتیم حتما قسمت نبوده است. البته لطف خدا بود که آن مشکل حل شد. در کنار آن، از منتقدان و اهالی رسانه دعوت کردیم تا به تماشای فیلم بنشینند و ما هم نظرشان را نسبت به فیلم بدانیم. پس از این نمایش جریانی آغاز و علامت تعجب برای همه زیاد شد که چرا شیار 143در جشنواره نیست. نقدهایی نوشته شد درباره فیلم که بیشتر هم مثبت بود. من از اهالی رسانه بسیار ممنونم. کمک آنها فیلم را از غربت نجات داد. خیلی پیگیری می‌کردند. ما نه به سمت فضاسازی رفتیم نه جریان‌سازی. هر چه بود از قدرت خود فیلم بود.

فیلم وارد جشنواره شد و نخستین نمایش آن در سینما آزادی بود. شما فیلم را با مردم دیدید؟

آبیار: نمایش فیلم در سینما آزادی همزمان شده بود با پردیس ملت. من یک ساعت اول فیلم را در آزادی دیدم و بعد رفتم ملت. سالن در آزادی پر بود اما واکنش‌ها را در ملت دیدم. تقریبا همه با فیلم ارتباط برقرار کرده بودند.

قاسمی: این اشتباه من بود که فکر می‌کردم بعضی تیپ‌ها و شخصیت‌ها شاید با فیلم ارتباط برقرار نکنند اما وقتی در پردیس ملت واکنش‌ها و بازخوردها را دیدم، برایم اعجاب‌انگیز بود. فیلم هنوز در کاخ جشنواره اکران نشده بود. برای من مهم بود که مردم درگیر فیلم شوند. در همان روزهای اول نمایش مردم در شبکه‌های اجتماعی شروع کردند به واکنش نشان دادن و حرف‌زدن درباره فیلم. مثلا عده‌ای نوشته بودند 2 روز است درگیر فیلم هستند.

درباره نمایش فیلم در برج میلاد و واکنش اهالی رسانه و منتقدان چطور فکر می‌کردید؟

آبیار: 3-2 نمایش در سینماهای مردمی و واکنش‌های مخاطبان ما را دلگرم کرده بود اما می‌دانستم سالن برج میلاد فضایی متفاوت دارد؛ به همین‌ خاطر خیلی دلهره داشتم و نگران بودم. فیلم که شروع شد و جلوتر رفت، خدا را شکر، دیدم که خیلی‌ها درگیر شده‌اند. به آخرهای فیلم هم که رسیدیم، خیالم کمی راحت شد. خود خانم زارعی به‌شدت منقلب شده بود و مدتی طول کشید تا به حالت عادی برگردد.

قاسمی: فیلم به تیتراژ پایانی که رسید، آن تشویق طولانی اتفاق افتاد و 2 بار هم تکرار شد. یکی از منتقدان می‌گفتند «شما روضه برای روضه‌خوان‌ها خوانده‌اید!». درباره اتفاق‌هایی که در کاخ جشنواره برای چند فیلم افتاد، واقعا نمی‌خواهم قضاوت کنم و حق را به یک طرف بدهم ولی به یک چیز به‌شدت معتقدم و آن اینکه هر چقدر تعارف‌ها را کنار بگذاریم، به نفع همه است.

البته امیدواریم این اتفاق هرگز برای خود شما نیفتد.

آبیار: واقعا سخت‌ترین لحظه زندگی من 2 ساعتی بود که حین نمایش فیلم شیار 143در سالن برج میلاد نشستم. قبض روح شدم. به همین‌خاطر درک می‌کنم دیگر دوستان فیلمساز چه کشیده‌اند.

واکنش‌ها در سالن خوب بود تا رفتید به نشست خبری. همه‌‌چیز البته ابتدا تحت‌تأثیر گریه‌های بی‌پایان خانم زارعی بود اما نکته مهم دفاع شگفت‌انگیز و محکم ابراهیم حاتمی‌کیا از فیلم شما بود. جمله‌ای هم گفت که یادآور جمله شهید آوینی خطاب به حاتمی‌کیا پس از دیدن «از کرخه تا راین» بود: من 2 بار فیلم را دیدم و هر 2بار از آغاز تا پایان گریستم. تاریخ بعد از حدود 20سال تکرار شد و حاتمی‌کیا عین این جمله را درباره فیلم شما گفت.

فضای نشست چطور بود؟

قاسمی: من داشتم هماهنگی‌ها را انجام می‌دادم برای حضور بچه‌ها در نشست. آنجا بود که آقای حاتمی‌کیا را دیدم و یکی از خبرنگاران گفت که ایشان «چ» را به فیلم ما تقدیم کرده است. من اول باور نکردم. نشست بسیار خوب بود و انرژی مثبتی به همه اعضای گروه تزریق کرد.

آبیار: من در سالن برج میلاد بودم؛ اواخر پخش فیلم بود که من آقای حاتمی‌کیا را دیدم. خانم زارعی ابتدا نگاهی به گوشی‌اش انداخت و بعد با تعجب به من نگاه کرد. البته نگفت که چه شده است. بعد که در نشست گفت آقای حاتمی‌کیا فیلم چ را به شیار 143تقدیم کرده، بسیار خوشحال شدیم. فرصت نشد‌تا خیلی از نظرهای لطف و تشکر اهالی رسانه در نشست اعلام شود. معتقدم فضای معنوی کار که در‌ماه مبارک رمضان ساخته شد، تا آن نشست همراه اعضای گروه بود. یکی‌دو نقد همان زمان نوشته شد درباره نوع گویش شخصیت اصلی داستان یعنی الفت. قاسمی: آقای پورمحمدی، یکی از تهیه‌کننده‌های فیلم کرمانی است اما در کرمان روستا به روستا نوع گویش فرق می‌کند. معیار ما گویش شهدادی بود؛ یعنی همان نوع حرف زدن آقای یدالله شادمانی بازیگر کرمانی فیلم. رفسنجانی‌ها فیلم ما را می‌پذیرند. آبیار: ضمن اینکه معیار برای ما باورپذیر بودن حرف زدن شخصیت اصلی و دیگر شخصیت‌ها برای مخاطب بود که به‌نظرم اتفاق افتاد و لهجه از تصویر بیرون نزد. آقای شادمانی از اول تا آخر فیلم همراه ما بود و اگر دیالوگی را تأیید نمی‌کرد، ما جلو نمی‌رفتیم.

فیلم به‌نظر شما فیلم خانم زارعی است؟ یعنی اگر ایشان را از فیلم برداریم و یک بازیگر دیگر جای او بگذاریم، باز همان شیار‌143 می‌شود؟ از اول هم به خانم زارعی برای نقش اصلی فکر می‌کردید؟

آبیار: من که از اول به ایشان فکر می‌کردم و در توانمندی و زحمتی که ایشان برای نقش کشیدند هیچ شکی نیست. ما سعی کردیم بازی همه بازیگران را یکدست دربیاوریم. ما در فیلم 3 نوع بازیگر و نقش داریم؛ اول بازیگران حرفه‌ای مثل زارعی، مهران احمدی، گلاره عباسی، جواد عزتی و یدالله شادمانی که به‌نظرم بازیگری حرفه‌ای است. بعد بازیگران تئاتر کرمان و در نهایت نابازیگران مثل مردم روستا. یکدست کردن این بازی‌ها خیلی کار سختی بود و من سعی می‌کردم غلوها را بگیرم و بازی‌ها را باورپذیر دربیاورم. اگر چه قطعا خانم زارعی یک رکن مهم در شیار 143است اما بازیگران دیگر هم در کنار ایشان خیلی خوب بازی کرده‌اند.

خانم آبیار شما اصالتا یزدی هستید. بردن فضای داستان به سمت یک معدن در مس سرچشمه آیا ربطی به مشارکت شرکت ملی مس در پروژه داشت؟

قاسمی: من از تک تک کارمندان شرکت مس سرچشمه از همین جا تشکر می‌کنم که تنها حامیان ما در تولید شیار 143بودند. شهرک مس جایی است که شما نمی‌توانید وارد آن بشوید. نقش مس سرچشمه برای ما در روند تولید فیلم شبیه داشتن یک هموطن در یک کشور خارجی بود. من نمی‌خواهم اینجا گله کنم اما برخی دوستان قول‌هایی به ما دادند و پس از شروع کار اصلا به روی خودشان نیاوردند و قول‌هایشان را فراموش کردند. پروسه صدور پروانه ساخت تولید ما در دولت قبل بود و بسیار طولانی شد و ما خیلی اذیت شدیم. براساس فیلمنامه، ما یک معدن می‌خواستیم که کارکرد نمادین دارد. فرایندی که در معدن طی می‌شود، برای شخصیت اصلی فیلم ما هم اتفاق می‌افتد. در تفحص هم ما از دل خاک به یک کیمیا می‌رسیم. برای گروه تولید جایی مناسب است که ارتباطات مناسب داشته باشد.

در داستانی که شما اقتباس کردید معدن وجود داشت؟

آبیار: نه. در فیلمنامه اضافه شد.

قاسمی: نخستین پیشنهاد ما معدنی بود در قم. معدن قم را خانم آبیار نپسندید. بعد معدنی پیدا کردیم در یزد که فکر می‌کردیم چون سرزمین مادری خانم آبیار است، مورد قبول واقع شود اما نشد و یکی از دوستان معدنی را در کرمان پیشنهاد کرد که چند روستا هم کنار آن بود و به درد ما می‌خورد. همزمان کارهای دیگری هم می‌کردیم مثل انتخاب بازیگر و خدا را شکر به‌خاطر فیلمنامه، نخستین انتخاب‌ها، آخرین هم بود. با دوستان مس هم صحبت کردیم و آنها نهایت کاری را که می‌توانستند در حق ما انجام دادند. یک قدم مسی‌ها معادل 100قدم کسانی بود که ‌باید از پروژه حمایت می‌کردند و نکردند. من باز هم تأکید و تشکر می‌کنم از کمک‌های مادی و معنوی مدیران و کارکنان شرکت مس سرچشمه. برای گروه تولید ما، حضور مس یک روحیه بود.

پروسه تولید چقدر طول کشید؟

آبیار: حدود یک‌ماه پیش‌تولید در تهران داشتیم. حدود 2 هفته هم در لوکیشن اصلی پیش‌تولید طول کشید و بعد حدود 45روز یا کمی کمتر فیلمبرداری. البته چند روز در میانه‌های تولید، کار خوابید. فیلمنامه را 3-2 سال پیش نوشتم. متن فعلی اقتباس و برداشتی است از داستانی که قبلا نوشته بودم و یک شخصیت آن را انتخاب کردم به علاوه شاخ و برگ‌ها و ماجراهای فرعی.

چقدر به فیلمنامه وفادار بودید؟

آبیار: فیلمنامه بارها اصلاح شد. اعتقاد ندارم فیلمنامه وحی منزل است و اصلا نباید تغییر کند. سر صحنه معمولا پیشنهادها را می‌شنیدیم و متن را عوض می‌کردیم. فیلمنامه را که به چند نفر نشان دادیم، می‌گفتند چیز تازه ندارد، بارها ساخته شده و حتی ضد‌زن و ضد‌جنگ است. با چند فیلمبردار هم که حرف زدم، اعتقاد داشتند کار تکراری است و نمی‌توان کار تازه‌ای برایش کرد. ما وقتی لوکیشن را دیدیم تازه به ایده‌های دیگری رسیدیم. در همان محل تولید فیلم چند شخصیت جالب پیدا و آنها را به داستان اضافه کردیم؛ کسانی که قبلا اصلا در فیلمنامه نبودند.

چرا به فیلمنامه شما می‌گفتند ضد‌جنگ؟

قاسمی: اینجا یک خلط مبحث شده است. برای ما مهم این است که فیلم ضد‌دفاع و ضد‌ارزش نباشد. مگر کسی می‌گوید جنگ خوب است؟ دفاع وظیفه است و کاری مقدس.

هر کدام از شما به کدام فیلم جنگی و دفاع‌مقدس علاقه دارید؟

آبیار: «از کرخه تا راین». من در دوره‌ای با این فیلم زندگی کردم، اشک ریختم و با این فیلم خاطره دارم.

قاسمی: من به‌کار همه همکارانم در همه ژانرها احترام می‌گذارم اما در فیلم‌های دفاع‌مقدسی «آژانس شیشه‌ای» را خیلی دوست دارم. البته باید بگویم که من آقای حاتمی‌کیا را نخستین بار همین امسال در جشنواره و بعد از دیدن فیلم دیدم و هم‌کلام شدیم. آن هم در حدی که از حضورشان در سالن تشکر کردم. ما مثل شخصیت الفت فیلم یکسری امتحان‌ها و موانع پیش رو داشتیم و امیدوارم مثل او به همان تعالی رسیده باشیم. من قبل از جشنواره هم گفته بودم شیار 143قرار نیست از جشنواره اعتبار بگیرد بلکه قرار است به جشنواره اعتبار بدهد. شاید همین حرف من باعث شد کلی دردسر برای فیلم به‌وجود بیاید!

ظاهرا شیار 143دعوت شده است برای حضور در جشنواره لس‌آنجلس؟

قاسمی: یک برداشت اشتباه از حرف من شده. آن دعوت جشنواره لس‌آنجلس از فیلم قبلی خانم آبیار بوده یعنی «اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند» و در برخی رسانه‌ها خبر به اشتباه منتشر شده است.

چقدر به اختتامیه امیدوار بودید؟

آبیار: مهم‌ترین اتفاق برای فیلمساز این است که فیلم‌اش دیده شود. من جایزه‌ام را از مردم گرفته‌ام. خوشحالم که فیلم دیده شده و این برای من کافی است. سرمایه اصلی این فیلم در واقع مردم هستند.

ظاهرا یک خاطره هم از تماشای فیلم در شب 28صفر امسال دارید؟

قاسمی: شب رحــلت پیامبر اکـرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) به من از فارابی زنگ زدند و گفتند که می‌خواهند فیلم را ببینند؛ مدیران جدید فارابی البته. جلسه کمی دیر شروع شد و من دم در ایستاده بودم. من تعلق‌خاطری به غریبی امام‌حسن(ع) داشتم و دارم. ما هیچ مدافعی نداشتیم؛ حتی کسی که ما را با یک تماس به جایی یا کسی سفارش بکند. خیلی‌ها جواب سربالا به ما دادند؛ مثلا ما وقت ملاقات می‌خواستیم و تازه 2 هفته بعد می‌گفتند وقت ندارند. 2 ساعت در محوطه فارابی قدم زدم. حالم خیلی دگرگون بود. بعد آقای جعفری‌جلوه و دوستان آمدند برای دیدن فیلم. بعد از دیدن فیلم، نه من که همه دوستان تا نیم ساعت با بغض با هم صحبت می‌کردند. همه به‌شدت تحت‌تأثیر قرار گرفته بودند.

می‌گفتند چطور می‌شود که این فیلم در جشنواره نیست؟

آبیار: آقای جعفری‌جلوه یکی از کسانی بود که ما را خیلی تشویق کرد دوباره برویم و بعد از برطرف شدن مشکل فنی فیلم، آن را به هیأت انتخاب بدهیم. حمایت حاتمی‌کیا از فیلم شما هم حاشیه‌هایی داشت.

قاسمی: فیلم ما به اندازه کافی کتک خورد و آثار کبودی روی آن هنوز هم پیداست. من می‌گویم اگر با فیلم ما مشکل دارید، چرا حامیان و مدافعان آن را می‌زنید؟ کار تازه چه دارید؟

ترجیح می‌دهید پرونده یک فیلم بسته شود و بروید سراغ کار بعدی؟

آبیار: فیلمنامه‌ای دارم به نام «آخرین روز» با موضوع اجتماعی که روی آن کار می‌کنم. نمی‌خواهم به‌عنوان کارگردان یک ژانر شناخته شوم.

همه سازندگان شیار 143 نویسنده و کارگردان: نرگس آبیار، مدیر فیلمبرداری: پیمان شادمانفر، تدوینگر: پیمان خاکسار، آهنگساز: مسعود سخاوت‌دوست، طراح گریم: سودابه خسروی، طراح صحنه و لباس: کامیاب امین‌عشایری، مدیر صدابرداری: کامران کیان ارثی، طراح جلوه‌های بصری و تیتراژ: فرید ناظرفصیحی، مدیر تولید: محمد یمینی، عکاس: حمید جانی‌پور، صداگذار: آرش قاسمی، دستیار تهیه: حمیدرضا بختیاری، مشاور رسانه‌ای: امیرحسین ثنایی، بازیگران: مریلا زارعی، مهران احمدی، گلاره عباسی، جواد عزتی، حسام بیگدلو، یدالله شادمانی، زهرا مرادی، علی نفیسی، حمیده صادقی، سامان صفاری، محیا دهقانی و... ، محصول مؤسسه فرهنگی- هنری هنر ماندگار، تهیه‌کنندگان: ابوذر پورمحمدی و محمدحسین قاسمی. فیلم با نگاهی به رمان «اختر و روزهای تلواسه» نرگس آبیار ساخته شده و داستان زنی روستایی به نام الفت را روایت می‌کند که پسرش را راهی جبهه‌های جنگ می‌کند و 15سال منتظر بازگشت او می‌ماند.

منتشرشده در بازتاب در رسانه ها
دوشنبه, 21 بهمن 1392 ساعت 05:52

مادری که در «شیار 143» آرام گرفت

مادری که در «شیار 143» آرام گرفت

"نرگس آبیار"در دومین فیلم خود به سراغ زندگی یک مادر شهید رفته است تا رنج‌ها و سختی‌های او را روایت کند.

"الفت" زنی است که در جوانی شوهر خود را از دست داده و با دو فرزند خود؛ یونس و فردوس، زندگی می‌کند. یونس 19 سال دارد و سال اول رشته معدن است و همزمان در معدن مس نیز کار می‌کند. زمان جنگ است و یونس و سه تا از دوستانش تصمیم می‌گیرند به جبهه بروند.

عملیات والفجر مقدماتی لو می‌رود و از یونس خبری نیست. سال‌ها به همین منوال می‌گذرد و الفت هر لحظه منتظر است تا خبری از یونس برسد تا اینکه سربازی به نام شاهرخ خواب یونس را می‌بیند که محل جسدش را به او می‌گوید.

در دوران جنگ تحمیلی زنان گرچه تفنگ به دست نگرفتند و به جبهه اعزام نشدند، ولی در پشت جبهه و در سنگر خانه‌هایشان با دشمن جنگیدند. الفت نمونه‌ای از همین شیرزنان است. او که جانش به جان یونس بند است، سال‌ها بدون هیچ خبری از مرده یا زنده بودن یونس سر می‌کند و در آخر هم با تکه استخوان‌های یونس که با کفنی که در آن پیچیده شده به اندازه یک نوزاد درآمده، روبه‌رو می‌شود؛ اما بازهم عزت و مقام خود را حفظ می‌کند و حرمت کاری که پسرش کرده است را زیر پا نمی‌گذارد.

الفت گرچه شوهرش را در جوانی از دست داده، ولی خود به تنهایی مانند یک مرد دو بچه‌اش را بزرگ می‌کند و در انتظاری آمیخته به غم، خود بزرگ می‌شود. در دیالوگی فردوس می‌گوید: «این غم الفت رو بزرگ کرده بود؛ کنارش که می‌نشستم، احساس کوچیکی می‌کردم.» برای همین است که وقتی خبر پیدا کردن تکه‌استخوان‌های یونس را می‌آورند، این‌گونه با صبر و شکیبایی برخورد می‌کند.

الفت سال‌ها دلخوش به شنیدن خبری از پسر خود، رادیوی هدیه او را به کمرش می‌بندد و حتی در برابر رفتار مادرش که با تلخی از او می‌خواهد بعد از این همه سال این عادتش را کنار بگذارد، با صبوری برخورد می‌کند. الفت به توصیه سیدعباس گوش به زنگ است تا اسم اسرا را اعلام کنند، بلکه نامی ‌از یونس هم برده شود. انقدر این بلاتکلیفی عذاب‌آور است که او راضی است خبر اسیری پسرش را بشنود تا حداقل بفهمد او زنده است. زمانی که به اشتباه به او خبر می‌دهند یونس اسیر بوده، آنقدر خوشحال می‌شود که سراسیمه به کوچه می‌دود و همه اهل محل را خبردار می‌کند. بعد از آن هم ریسه می‌بندد و به اهالی محل شام می‌دهد.

وجه دیگری از زنان در زمان جنگ، دختران جوانی بودند که چشم انتظار نامزدشان بودند تا از جبهه بازگردد، ولی عده‌ای از آنها هرگز برنگشتند. مریم که از بچگی با یونس هم‌بازی بوده، نشان‌کرده یونس است و مدت‌ها منتظر او می‌ماند تا اینکه با اجازه الفت، با یکی از خواستگارانش ازدواج می‌کند، ولی حالا که استخوان‌های یونس را پیدا کرده‌اند، مریم غمی‌ کمتر از بقیه ندارد. فردوس هم از دوست یونس خوشش می‌آید، ولی او نیز شهید می‌شود. شاهرخ؛ سربازی 6 ماهه است که قبل از آمدن به مناطق جنگی دچار افسردگی بوده و او کسی است که استخوان‌های یونس را پیدا می‌کند. شاهرخ در خواب می‌بیند که مرد جوانی از او می‌پرسد: "شیار 143 رو چی؟؛ اونجا رو گشتی؟" و او در جواب می‌گوید: "نه ماشین نمی‌ره توی اون شیار. اونجا رو نگشتم." جوان باز می‌پرسد: "کسی نمیاد اونجا دنبال من؟" بار اول کسی به حرف‌های شاهرخ اهمیت نمی‌دهد، اما با تکرار این خواب شاهرخ اصرار می‌کند تا آن شیار را بگردند.

نقش زندگی الفت در بلاتکلیفیِ نبودن یونس به هم ریخته بود، قالی‌ای که سال‌های در حال بافتنش بود و هرکاری می‌کرد تمام نمی‌شد، پس از پیدا شدن استخوان‌های باقیمانده از یونس، بالاخره آرامش به الفت بازگشت و قالی نمادین تمام شد. در این فیلم، فیلم‌ساز بخوبی توانسته انتظار و شکیبایی یک مادر شهید را به تصویر بکشد و نشان دهد زنان چه جایگاه والایی در دفاع مقدس داشته‌اند؛ اگرچه فیلم مانند فیلم قبلی فیلم‌سازش ریتم کندی داشت.

منتشرشده در یادداشت و نقد

میزگرد جایگاه زنان در سینمای‌ ایران با بررسی فیلم سینمایی شیار 143

به گزارش واحد خبرگذاری موسسه هنر ماندگار،"فیلم سینمایی شیار 143" امروز در اداره ارشاد استان تهران به بهانه حضور جایگاه زنان در سینمای ایران با حضور فعالان عرصه زنان و جامعه شناسان به نمایش گذاشته شد. پس از تماشای فیلم، توران ولی مراد مدیر شبکه ایران زنان با معرفی نرگس آبیار کارگردان و نویسنده فیلم، مرجان اشرفی زاده کارگردان ،سهیلا صادقی و اعظم راودراد استاد دانشگاه و اعضای هیات علمی دانشگاه تهران جلسه را مدیریت کرد. او گفت: ما قصد داریم در این جلسه به این پرسش پاسخ دهیم که نگاه سینمای ایران در ارتباط با زن و خانواده به کدام سمت می رود؟ برای همین ما در این جلسه به بررسی تمام فیلمهایی که امسال در جشنواره فیلم نمایش داده شد می پردازیم تا نگاه کارگردانان ونویسندگان به زنان را تحلیل کنیم.

جایگاه زن در سینما کجاست؟

پس از سخنان ولی‌مراد، سهیلا صادقی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه هیچ تخصصی در زمینه نقد فیلم ندارد گفت: من به عنوان یک مخاطب عام که نگاه جامعه شناسانه دارد این موضوع را قضاوت می کنم. در فیلم شیار 143،زن نقش محوری دارد و به نظر من در این چند سال زنان کارگردان هرگاه به موضوع زنان پرداختند موفق بودند، مانند فیلم "هیس،دخترها فریاد نمی زنند" و یا همین فیلم ،اما وقتی به مسائل دیگر پرداختند بسیار فاجعه بار بوده است. او با بیان اینکه سینمای قبل از انقلاب به زن یک نگاه ابزاری و جنسی داشت گفت: در سینمای بعد از انقلاب در دوره اول پاکدامنی ارزشهای زنان به خوبی نشان داده شد اما هر چه جلوتر آمدیم نگاهها تغییر کرد، شاید چون سینمای ما فاقد سنت است.

صادقی در مورد سنت در سینما گفت: ما همه نوع فیلم در سینما داریم از فلسفه گرا تا سرگرمی و مبتذل،برای همین نتوانستیم به یک جمع بندی درباره نقش زنان برسیم،چون حتی وقتی زن چادر سر می کند جنبه ابزاری دارد. در یک نگاه کلی سینمای ایران فرهنگ گریز بوده نه فرهنگ ساز.مثلا فیلم "اشباح " آقای مهرجویی یک فاجعه بود چون با واقعیتهای جامعه ما تطابق ندارد و کارگردان سلیقه شخصی خود را به رخ بیننده می کشاند.

او به فیلم شیار 143 اشاره کرد و گفت: این فیلم موضوع ارزشی جنگ و انتظار را بدون غلو و ریا کردن نشان می دهد برای همین تماشاچیان دوست داشتند. صادقی با بیان اینکه در حوزه دفاع مقدس این فیلم یکی از بهترین فیلمهاست ادامه داد: با اینکه زن و مادر نقش محوری دارد اما هیچگاه در طول فیلم از لفظ مادر استفاده نشده است. کلمه "مشدی الفت" معمولا برای مردان استفاده می شود و به نظر من استفاده از آن در این فیلم اصلا توجیهی ندارد، چون زنان در جامعه به خصوص در نقش مادری می توانند بدون پسوند و پیشوند نقش آفرین باشند. این استاد دانشگاه تاکید کرد که فیلم اصلا فمنیستی نیست اما اشکال آن این است که در برخی جاها خسته کننده و طولانی می شود مانند قسمت مصاحبه ها که طولانی است. او با طرح این سوال که آیا اگر شما شخصیت مادر این فیلم را با شهادت و انتظار گره نمی زنید باز هم تقدیر می شد؟ گفت: یقینا نه،بنابراین اگر چه مادری قشنگترین مقام برای زن است اما زنان والایی داریم که مادری را تجربه نکردند اما زن بودن را تجربه می کنند و ممکن است ارزش آنها کمتر از الفت این فیلم نباشد. او گفت: دغدغه من این است که سینمای ایران توازن و تعادل ندارد و گاهی سعی دارد همه آسیبها را در یک فیلم نشان دهد که نمونه آن فیلم "قصه ها" بود که پرخاشگری،اعتیاد،فرار و فحشا را مطرح کرد بدون اینکه نگاه درستی به آنها داشته باشد. صادقی گفت: من فیلم"چند متر مکعب عشق" را دوست داشتم چون رابطه قشنگ عشق را نشان داد، اما یک سیاهنمایی داشت که ما را در مورد افغانها نژادپرست نشان می دهد. به نظر من کارگردانان نباید تنها زندگی زنان طبقه متوسط خاص را نشان دهند و باید به کف خیابان بروند. این جامعه شناس گفت: متاسفانه رابطه کارگردانان با دانشگاه قطع است و از مطالعه و تحقیق اساتید استفاده نمی کنند در حالیکه کارگردان نباید برای سلیقه خود فیلم بسازد. نباید مطالبات غیرمعقول و غیرواقعی داشته باشیم. الان باید مشخص شود بعد از این همه سال جایگاه زن در سینما کجاست و تا کی زنان باید دچار محرومیت منزلتی باشند.

ماندگار شدن شخصیت زن

سپس مرجان اشرفی زاده کارگردان و نویسنده که تجربه ساخت فیلمهای کوتاه را دارد گفت: من فکر می کنم اساس سینما این است که حتی موضوعات پیش پا افتاده را عمیق و جالب نشان دهیم. او در پاسخ به صادقی گفت: من با شمام مخالفم و معتقدم اگر یک فیلمی در مورد زنان خوب ساخته شود حتی اگر پسر او قاچافچی هم باشد مخاطب با او همدردی می کند و این هنر نویسنده و کارگردان است. من امسال اکثر فیلمها را دیدم و به نظرم یک خستگی در تولیدات بود که شاید به خاطر خستگی در جامعه بود که در فیلمها منعکس شده بود. اشرفی زاده معتقد است که بهترین شخصیت پردازی برای زنان در جشنواره امسال در فیلم های "قصه ها" و "برف" بود: همانطور که مادر فیلم آقای حاتمی ماندگار شد به نظرم مادر فیلم شیار 143 هم ماندگار می شود و این فیلم برای همه مادران تکان دهنده است. او گفت: فیلم" عصبانی نیستم" فیلم خوبی است ،اما شخصیت زن در این فیلم خیلی منفعل است و هیچ تلاشی برای همسرش انجام نمی دهد درحالیکه واقعیت جامعه ما این است که زن و مرد پا به پای هم کار می کنند. در مقابل فیلم "خانم"، مرد را ضعیف النفس نشان می دهد و به جامعه تعمیم می دهد که دور از انصاف است. کوتاه شدن فیلم در اکران عمومی نرگس آبیار کارگردان فیلم درباره طولانی بودن فیلم گفت: من باید زمینه چینی می کردم تا سابقه مادر و فرزند را نشان دهم و بیننده دلش بلرزد اما در اکران عمومی حتما کوتاه تر می شود. او ادامه داد: من سعی کردم در این فیلم ارزشهای جنگ را نشان دهم تا حتی نسلی که آن را تجربه نکرده بتواند لمس کند و به نظرم موفق بودم. در بیشتر روستاها از لفظ مشدی استفاده می شود. دوست ندارم فیلم من را فمینیستی بدانند.

مردسالارانه و زن سالارانه

همچنین اعظم راوردراد جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت: من سالهاست بر روی جامعه شناسی سینمای زنان کار می کنم اما نمی دانم چرا همه در مورد پیام و محتوای فیلم صحبت می کنند و هیچ کس در مورد ویژگی مهم فیلم که سرگرم کردن است نقدی ندارد. او با بیان اینکه فیلم در درجه اول باید فیلم باشد و جنبه هنری آن غلبه داشته باشد تا مخاطب را جذب کند گفت: مرحله بعد این است که حرف حساب بزند. متاسفانه ما در تحلیل فیلم به باید و نباید می رسیم در حالیکه در مورد هنرمند این چنین نیست چون او از تحلیل هنری استفاده می کند،بنابراین اگر کارگردان فیلمی با انگیزه قوی از شناخت فضای اجتماعی و زنان بسازد، تبدیل به شاهکار می شود. راوردراد با اشاره به اینکه امسال و سال قبل انتخاب مردم فیلم ساخته کارگردانان زن بود گفت: بنابراین در عرصه کارگردانی زنان جای کار داریم و آنچه که در شیار 143 مورد توجه است تفاوت نگاه به زن است. فیلمها باید ذائقه مخاطبان را پاسخگو باشند و به نظرمن سینمای ایران باید تنوع داشته باشد تا مخاطب حق انتخاب داشته باشد و به شناخت برسد. او گفت: هر کدام از ما نظرات اجتماعی و شناخت آگاهانه از جامعه داریم، بنابراین اگر یک هنرمند فیلمی می سازد یک چشم اندازی دارد. این جامعه‌شناس در مورد فیلم "پرویز، شاهدخت، آذر و دیگران" گفت: متاسفانه این فیلم ثبت نظام مردسالارانه است که نگاه سنتی به زن دارد و با نگاه طنز به این موضوع پرداخته است. فیلم "خانه پدری" بهترین فیلمی بود که تحولات نظام مردسالارانه را در تاریخ نشان داد که در ابتدا مرد فاعل مطلق است و زن عاملیت دارد ،اما در نسلهای بعد که جامعه تحول پیدا می کند زن هم فاعلیت پیدا می کند و به جامعه امروزی می رسد. او گفت: اما به نظر من پایان فیلم یک امیدواری است نه واقعیت ،چون نظام فکری ما را نشان می دهد که در طول تاریخ چگونه شده است. نگاه ابزاری به زن در پایان این مراسم ولی مراد، به جمع بندی جلسه پرداخت و گفت: متاسفانه در سینمای ایران یک نگاه کلیشه ای و ابزاری به زن وجود دارد،مثلا در فیلم "طبقه حساس" به زن یک نگاه کاملا ابزاری شد. در سینمای ایران اگر زن دکتر، استاد دانشگاه یا هر کس دیگری باشد باز هم به عنوان یک زن خانه دار با او برخورد می شود،بنابراین تعادلی در نشان دادن شخصیت زن در سینمای ایران نداریم. ولی مراد ادامه داد: در فیلمهای ما وقتی اختلاف خانوادگی و مشکلات را نشان می دهد عکس العمل زن قهر و ترک منزل است و حتی اگر کودک آسیب می بیند مقصر زن است. زنان کارگردان باید به جایگاه زنان در جامعه توجه کنند و با سیاه نمایی این موضوع را نشان ندهند.

منتشرشده در بازتاب در رسانه ها

فیلم سینمایی شیار 143 در بزرگترین بازار فیلم دنیا

فیلم سینمائی شیار ۱۴۳ در بزرگ‌ترین بازار فیلم دنیا (MIP TV) که در شهر کن فرانسه برپا می‌شود، معرفی و عرضه خواهد شد.

فیلم سینمائی «شیار ۱۴۳» به کارگردانی خانم نرگس ابیار و تهیه کننده گی آقایان‌ پور محمدی و قاسمی توسط اداره کل تامین برنامه و رسانه بین الملل سیما در بزرگ‌ترین بازار فیلم دنیا (MIP TV) که در شهر کن فرانسه برپا می‌شود، معرفی و عرضه خواهد شد. به گزارش ایلنا اداره کل تامین برنامه و رسانه بین الملل سیما همچون سالهای گذشته با برپائی غرفه در بازار‌های معتبر فیلم در نقاط مختلف جهان شرکت می‌کند. در بازار MIP TV که از ۱۵ الی ۲۰ فروردین ۹۳ برگزار می شود، آخرین تولیدات صدا و سیما و همچنین برخی از آتار شاخص سینمائی همچون «شیار ۱۳۴» معرفی خواهند شد.

منتشرشده در بازتاب در رسانه ها
چهارشنبه, 22 مرداد 1393 ساعت 03:02

فیلم شیار 143 نامزد جایزه جشن انجمن منتقدان

فیلم سینمایی شیار 143 نامزد دریافت جایزه جشن انجمن در 6 بخش منتقدان شد


در آستانه برگزاری هشتمین دوره برگزاری جشن انجمن منتقدان، فیلم سینمایی "شیار 143" به جمع نامزدهای دریافت بهترین فیلم از نگاه منتقدان راه یافت.

به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنر ماندگار، فیلم سینمایی "شیار 143" با نامزد شدن در 6 بخش بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه نویس، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین طراحی صحنه و لباس، بهترین چهره پردازی، بهترین مهندسی صدا در هشتمین جشن انجمن منتقدان مورد توجه قرار دارد. بدین ترتیب ابوذر پورمحمدی و محمدحسین قاسمی، نرگس آبیار، مریلا زارعی، کامیاب امین عشایری، سودابه خسروی، آرش قاسمی به ترتیب نامزدهای دریافت جایزه در بخش های ذکر شده هستند.

فیلم سینمایی "شیار 143" همچنین در سی و دومین جشنواره فیلم فجر نیز 3 سیمرغ بلورین در بخش های بهترین کارگردانی ویژه هیات داوران، بهترین فیلم از نگاه مردمی و بهترین بازیگر نقش اول زن را از آن خود کرد و در 8 جایزه را هم در بخش تجلی اراده ملی به خود اختصاص داد.

این اثر داستان زنی به نام الفت است که در انتظار فرزند خود خبر خوشی دریافت کرده و به آن دل می بندد...

منتشرشده در اخبار موسسه
دوشنبه, 13 مرداد 1393 ساعت 03:01

اکران فيلم شيار 143 در جشنواره فيلم صلح

در جشنواره ی فيلم صلح ، فيلم سينمايی شيار 143 ، 6 آگوست در هيروشيما به بهانه فرا رسيدن سالگرد بمباران اتمی اين شهر اکران ميشود.

منتشرشده در اخبار موسسه
سه شنبه, 27 خرداد 1393 ساعت 07:28

اکران فيلم شیار 143 در تالار وحدت کرمان

فیلم سینمایی شیار 143 در اولین اکران دانشگاهی خود با استقبال پرشور دانشجویی برگزار شد

 

دانشگاه سراسری باهنر کرمان عصر روز دوشنبه یکم اردیبهشت ماه 1393 میزبان نرگس آبیار نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی "شیار 143" محمد حسین قاسمی تهیه کننده، زهرا مرادی بازیگر نقش مادربزرگ و سامان صفاری بازیگر نقش یونس میرجلیلی و برخی دیگر از عوامل و دست اندرکاران این پروژه سینمایی بود. پس از اکران دانشگاهی این فیلم که از ساعت 15.30 در تالار وحدت دانشگاه باهنر کرمان آغاز شد، مجری مراسم با دعوت از کارگردان، تهیه کننده و بازیگران حاضر در مراسم از آنان خواست تا نظرات و دیدگاه های خود را نسبت به این مجموعه مطرح کنند.

نرگس آبیار نویسنده و کارگردان شیار 143 در ابتدا به نحوه شکل گیری ایده و سوژه فیلم گفت: اگرچه سال های زیادی از دفاع مقدس می گذرد اما به نظر من هنوز جریان آن تازه است و حیات دارد و ما در میان اطرافیان خود کسانی را می بینیم که هنوز هم درگیر تبعات جنگ هستند. من به طور ناخواسته وارد فضای داستان نویسی حوزه جنگ شدم، اما بعد از ورود به این عرصه احساس کردم که چقدر این حوزه بار دراماتیک دارد.

اکران فیلم شیار 143
وی در همین رابطه ادامه داد: به نظر من رسالت ما به عنوان هنرمند این است که دفاع مقدس را نادیده نگیریم. وقایعی رخ داده است که باید به آن پرداخته شود. بر اساس همین دیدگاه و برگرفته از رمان چشم سوم که خودم آن را نوشته بودم یکی از شخصیت های آن رمان را بیرون کشیدم و با شاخ و برگ دادن به آن شیار 143 نوشته شد.

زهرا مرادی از بازیگران کرمانی فیلم هم در ادامه با لهجه کرمانی خود از بازی در این فیلم سینمایی ابراز خرسندی کرده و از عوامل شیار 143 تشکر کرد.

محمدحسین قاسمی تهیه کننده این فیلم نیز گفت: خوشحالم از این که می بینم فیلم شیار 143 بازخورد خوبی بین دانشجویان این دانشگاه داشته است. این فیلم درباره مادران چشم انتظار است و خوشحالم که می بینم این عزیزان این چنین به فیلم لبیک گفته اند.

سامان صفاری بازیگر نقش یونس میرجلیلی نیز افزود: این بار دوم است که به شهر کرمان می آیم و مثل بار گذشته از مهمان نوازی، سادگی و صمیمیت مردمان آن لذت می برم. خوشبختانه شیار 143 بازخورد خوبی بین مردم داشته است. نقش یونس ساده بود و باید هم ساده اجرا می شد. امیدوارم در کرمان بیش از این ها فیلم ساخته شود. زیرا این اقلیم بازیگران توانمند و باتجربه زیادی دارد.

این بازیگر در پاسخ به این که چطور توانسته است خود را به لهجه کرمانی نزدیک کند، گفت: مدتی که در کرمان بودم با آقای یدالله شادمانی هم اتاق بودم و همراهی ایشان و کمک های خانم مرادی در ادای لهجه کرمان بسیار به من کمک کرد.

پایان این مراسم با صحبت های کارگردان و نویسنده فیلم رقم خورد. آبیار بیان داشت: من انتظار داشتم تا همزمان با برگزاری سی و یکمین جشنواره فجر این فیلم در کرمان هم به نمایش در بیاید. چراکه درباره مردم این منطقه است. خوشحالم که توانستم از نگاه مردم به مقوله دفاع مقدس و مادران چشم انتظار نگاه کنم و فارغ از کلیشه های رایجی که در ارتباط با فیلم های جنگی وجود دارد، شیار 143 را کارگردانی کنم.

وی موضوع فیلم شیار 143 را جهانی دانسته و ادامه داد: به نظر من شیار 143 موضوعی جهانی دارد. فیلم سازی بعد از کار معدن سخت ترین حرفه جهان است. خیلی ها از من می پرسند فیلمسازی برای زنان کار سختی است یا نه؟ و من می گویم زنی که می تواند یک جنین را 9 ماه در شکم خود حفظ کند فرزندی به دنیا بیاورد و تا پایان عمر حافظ و نگهدار او باشد کارهایی سخت تر از فیلمسازی هم می تواند انجام دهد.

فیلم سینمایی شیار 143 محصولی از موسسه فرهنگی هنر ماندگار است که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت سیمرغ بلورین فیلم منتخب بر اساس آرای مردمی شد.

مریلا زارعی، مهران احمدی، گلاره عباسی، جواد عزتی، حسام بیگدلو ، یدالله شادمانی، سامان صفاری، زهرا مرادی،علی نفیسی بازیگرانی هستند که در این اثر سینمایی به ایفای نقش پرداخته اند. این فیلم که توجه منتقدان و اهالی سینما را به خود جلب کرده و به عنوان پدیده جشنواره فجر 92 لقب گرفت، داستان زنی مادر شهیدی است که در انتظار فرزند خود خبر خوشی را دریافت می کند و آزمون سختی را در پیش دارد.

منتشرشده در اخبار موسسه
سه شنبه, 27 خرداد 1393 ساعت 07:14

اکران فيلم شیار 143 در مشهد مقدس

فیلم سینمایی شیار 143 به نفع دختران کم‌توان ذهنی و بی‌سرپرست موسسه "فتح‌المبین" مشهد اکران گردید

 

تهیه‌کننده و کارگردان فیلم «شیار 143» عصر روز چهارشنبه، سوم اردیبهشت‌ماه 1393، همزمان با سفر به شهر مشهد برای دومین اکران دانشگاهی این اثر، از موسسه خیریه و توانبخشی دختران همدم (با نام سابق فتح المبین) بازدید کردند.

نرگس آبیار، نویسنده و کارگردان و محمدحسین قاسمی تهیه‌کننده فیلم سینمایی «شیار 143» که در جشنواره فجر سال گذشته سه سیمرغ دریافت کردند، به عنوان یاوران افتخاری این موسسه معرفی شدند.

در این بازدید مقرر شد، فیلم «شیار 143» در نشستی با حضور عوامل و به نفع دختران کم‌توان ذهنی و بی‌سرپرست موسسه «فتح‌ المبین» مشهد اکران شود.

بر اساس این گزارش، موسسه خیریه و توانبخشی «دختران همدم» با نام سابق «فتح المبین» 400 دختر کم‌توان ذهنی و بی‌سرپرست را تحت پوشش خود دارد و تاکنون هنرمندان زیادی از این موسسه بازدید کرده‌اند. از میان این افراد می توان به حسین علیزاده، رضا میرکریمی، رضا کیانیان، مهرداد اسکویی و ... اشاره کرد.

منتشرشده در اخبار موسسه

از عوامل فیلم سینمایی شیار 143 در کرمان تقدیر شد

 

فرشید فلاح مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان با اهدای لوح تقدیری به نرگس آبیار از مادر شهید حسیبی درخواست کرد تا جوایز نویسنده و کارگردان و تهیه کننده فیلم سینمایی «شیار 143» و برخی از بازیگران این اثر سینمایی همچون یدالله شادمانی، سامان صفاری، علی نفیسی و زهرا مرادی از بازیگران فیلم سینمایی «شیار 143» تقدیر کند.

مراسم تقدیر از عوامل و بازیگران فیلم سینمایی «شیار 143» عصر روز دوشنبه در تالار عماد از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان برگزار شد.

فیلم سینمایی «شیار 143» محصولی از موسسه فرهنگی هنر ماندگار به تهیه کنندگی ابوذر پورمحمدی و محمحسین قاسمی است که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت سیمرغ بلورین فیلم منتخب بر اساس آرای مردمی شد.

مریلا زارعی، مهران احمدی، گلاره عباسی، جواد عزتی، حسام بیگدلو ، یدالله شادمانی، سامان صفاری، زهرا مرادی،علی نفیسی بازیگرانی هستند که در این اثر سینمایی به ایفای نقش پرداخته اند. این فیلم که توجه منتقدان و اهالی سینما را به خود جلب کرده و به عنوان پدیده جشنواره فجر 92 لقب گرفت، داستان زنی مادر شهیدی است که در انتظار فرزند خود خبر خوشی را دریافت می کند و آزمون سختی را در پیش دارد.

منتشرشده در اخبار موسسه
دوشنبه, 26 خرداد 1393 ساعت 20:43

اکران فيلم شیار 143 در شهر یزد

هنرمندان یزد به تماشای فیلم سینمایی شیار 143 نشستند

 

فیلم سینمایی «شیار 143» در تازه ترین دور اکران خود ششم اردیبهشت ماه 1393 در سینماتک یزد و با حضور تهیه و کارگردان اثر و همچنین جمعی از هنرمندان این شهر اکران شد.

براساس این گزارش،در این اکران که با نشست نقد و بررسی فیلم هم همراه بود و استقبال گسترده ای از آن صورت گرفت، مادر شهید جاویدالاثر حسین قنادزاده نیز حضور داشت و مورد تقدیر سازندگان این اثر سینمایی قرار گرفت. نرگس آبیار لوح تقدیر و هدیه این مادر را خود به میان جمع برده و تقدیم وی کرد. این در حالی بود که مادر شهید قنادزاده خواست تا روی سن آمده و لوح تقدیر کارگردان و تهیه کننده را خود به آن ها اهدا کند.

در نشست نقد و بررسی فیلم نیز مباحثی در خصوص مسائل تکنیکی حوزه کارگردانی و شرایط تولید در سینما عنوان شد و اجرای مراسم را سید ناصر امامی مدیر حوزه هنری یزد و کارشناس سینما برعهده داشت.

فیلم سینمایی «شیار 143» که در سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر سه سیمرغ بلورین را از آن خود کرد، داستان مادر رزمنده‌ای است که در انتظار فرزند خود خبر خوشی را دریافت می‌کند.

مریلا زارعی، گلاره عباسی، جواد عزتی، مهران احمدی، یدالله شادمانی، زهرا مرادی، سامان صفاری و... گروه بازیگران این اثر سینمایی را تشکیل می‌دهند.

منتشرشده در اخبار موسسه
صفحه1 از2